على اكبر قرشى بنابى
10
تفسير احسن الحديث (فارسى)
هستند ؟ نه ، اين را نمىكنيم . طبرسى فرموده : اصل « اضربت عنه الذكر » آنست كه اسب سوار چون بخواهد اسب را برگرداند او را با عصا ، يا شلاق مىزند ، ضرب در اينجا به جاى « صرف » گذاشته شده است . 6 و 7 - وَ كَمْ أَرْسَلْنا مِنْ نَبِيٍّ فِي الْأَوَّلِينَ وَ ما يَأْتِيهِمْ مِنْ نَبِيٍّ إِلَّا كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ اشاره است به سنت ارسال رسل و انزال كتب در گذشته ، و استكبار و عدم قبول مردم ، آيهء دوم حاكى است كه همهء پيامبران بدون استثناء در بادى امر مورد مسخره واقع شدهاند . 8 - فَأَهْلَكْنا أَشَدَّ مِنْهُمْ بَطْشاً وَ مَضى مَثَلُ الْأَوَّلِينَ ضمير « منهم » به اهل مكه راجع است يعنى اقوامى را كه قويتر از اينها بودند هلاك گردانيديم ، و در سورههاى گذشته حكايت حال اقوام پيشين گذشت كه چطور محو و نابود گرديدند مراد از « مضى » گذشتن در سورههاى قبل از اين سوره است . 9 - وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ خَلَقَهُنَّ الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ از اين آيهء مسألهء توحيد و آفرينش شروع مىشود ، كه خلقت كائنات و تدبير آنها دست خداست همانطور كه از آفريدن وسائل زندگى غفلت نكرده از هدايت شما نيز غفلت نخواهد كرد . مشركان به وجود خدا عقيده داشتند ، در مقابل اين سؤال نمىتوانستند بگويند كه جهان را خدايان ما آفريدهاند ، دو وصف عزيز و عليم حكايت از توانايى خدا و دانستن راه خلقت ، حكايت دارند ، معلول پيوسته هم به وجود علّت دلالت دارد و هم به توانايى و دانايى او .